4. ژاپن. در حدود 1270، هوجو سانِتوكي مدرسه و كتابخانهاي باكتابهاي چيني و ژاپني در نزديكي يوكوهاما تأسيس كرد. جانشينان وي و اعضاي خانوادهٴ ممتاز هوجو تا اواسط سدهٴ چهاردهم، تدريجاً كتابخانه را غنيتر كردند.
ه . زمينهٴ فلسفي و فرهنگي
الف. مسلمانان شرقي. از روزگار پرشكوه ابن طفيل و ابن رشد به بعد، قلمرو غربي اسلام مستمراً راه زوال ميپيمود، و در نيمهٴ دوم سدهٴ سيزدهم، قادر نبود حتي يك فيلسوف برجسته عرضه كند. درست است ابن سبعين صوفي، كه به برخي پرسشهاي امپراتور فردريك پاسخ گفت، تا 1269 زنده بود، ولي او بيشتر به نيمهٴ اول سده، تعلق دارد. بدين ترتيب، همهٴ مسلماناني كه در اين بخش از آنان سخن ميگوييم شرقي بودند.
اول اين كه معدودي منطقدان و رياضيدان وجود داشتند ــ به مفهوم وسيع كلمه جامعالعلوم. مفضلبن عمر ابهري خلاصهٴ ايساغوجي فرفوريوس، و
هدايةالحكمة را دربارهٴ علم و فلسفه نوشت كه خود موضوع شرحهاي متعددي قرار گرفت. عليبن عمر كاتبي رسالههاي مشابهي تأليف كرد. محمدبن سالمبن واصل، كتابي در منطق را به نام شاه مانفرد تأليف كرد، ولي پس از مراجعت به شام عنوان آن را تغيير داد.
اين سه تن در وهلهٴ اول رياضيدان بودند: نصيرالدين طوسي از بزرگترين دانشمندان قرون وسطا، بود و ذهني حقيقتاً دايرةالمعارفي داشت. وي رسالههايي دربارهٴ منطق، طبقهبندي علوم، مابعدالطبيعه، مراتب ادراك، كلام و اخلاق نوشت. اخلاق ناصري از رايجترين كتابهاي اسلامي بود. اين كتاب كه در اصل به فارسي بود، خيلي زود به عربي ترجمه شد و بر آن شرح و تعليقات متعدد نوشتند؛ و رواج آن تا روزگار ما ادامه يافت. اخلاقيات اسلامي، به صورتي كه در اين كتاب و آثار مشابه معرفي شده، در اصل رشد افكار ارسطويي و افلاطوني بود. محمدبن اشرف سمرقندي رياضيدان و انساني فروتر بود، ولي رسالههايي در منطق، و رسالهاي در علم جدل نوشت كه توفيق فراواني يافت. قطبالدين شيرازي دانشمندي به عظمت نصيرالدين طوسي بود (بارها با آن دو سر و كار خواهيم داشت)، ولي او جز در اواخر عمرش كه بيش از پيش، به تصوف گراييده بود چندان توجهي به كليات و مسائل فلسفي نداشت. وي دو رسالهٴ دايرةالمعارفي و فلسفي و تفسيرهايي بر حديث و قرآن نوشت. اين سه رياضيدان ايراني و فارسينويس بودند، ولي به عربي هم به نگارش پرداختند.
اكنون بايد دو شخص از نوع ديگر را مورد توجه قرار دهيم. اين هر دو جامعالعلوم بودند، ولي در سطحي خيلي فروتر، يعني در سطح پليني و مسعودي. چنين افرادي همهٴ معارف سطحي قابل دسترس زمان خود را كم و بيش هوشمندانه گردآوري كردند، بيآن كه براي نفوذ در